زمزمه - مناجات - ماه مبارک رمضان
وقتی دیدم توی نامهَم
لغزش و جرم و گناهه
منتظر شدم ببینم
رحمتی رو که تو راهه
وقتی دیدم که اوضاعِ .....
اَعمالم چقدر خرابه
خیلی فکر کردم و دیدم
درمونم هلالِ ماهه
یاکریم الهی العفو ۴
وقتی دیدم توی نامهَم
چیزِ قابلی ندارم
چشم به راه موندم تو این ماه
سَر به درگاهت بذارم
وقتی دیدم همه میگن
تو رئوف و مهربونی
فهمیدم این ماه بهونهَست
که بَدا رَم نسوزونی
وقتی دیدم درِ خونهَت
بازه رو سائل و سلطان
اومدم تا با نگاهت
بِشم اهلِ دین و قرآن
وقتی دیدم همه جوره
هوایِ بندهَتو داری
به چشام گفتم که باید
با دمِ العفو بباری
وقتی دیدم رمضونت
ماهِ رحمان و رحیمه
با آقایی اومدم که
خداییش خیلی کریمه
وقتی دیدم چیزی تویِ....
دستای خالیِ من نیست
فهمیدم که رمزِ امسال
رَجزی جز یاحسن نیست
وقتی دیدم حرفِ آقام
نغمههایِ انتظاره
یادم افتاد روضهیِ غم
مادری با چشمِ تاره
وقتی دیدم رو مزارت
نداری چراغ و شمعی
دعا کردم زائرت شیم
با آقامون دسته جمعی
یا حسن کریم طاها (۴)
#مناجات #زمزمه #ماه_رمضان
#یاغیاث_المستغیثین
#ما_با_ولایت_زنده_ایم
#حسین_ایمانی