شعر وفات حضرت ربابه

 

شعر وفات
حضرت ربابه
گرفته سوز صدایت تمام دنیا را
و گریه هات به آتش کشیده جان ها را

بس است دست خودت را تکان مده بانو
عذاب میدهد این گریه های تو ما را

قبول کن که علی رفته و نمی آید
قبول کن که پسر رفته راه بابا را

بلند شو , منشین زیر آفتاب انقدر
کباب کرده ای آخر تو دشت و صحرا را

بیا کمی به خودت رحم کن عزیز حسین
قرار نیست نبینی طلوع فردا را

تو با وفا و نجیبی , درست مثل خودت
خودت برای خودت حل کن این معما را

علی که رفت , تو دیگر مرو از این دنیا
مگیر تاب و توانِ عزیز زهرا را

بلند شو برو قدری کنار زینب باش
بگیر غصه ی آن داغدار تنها را
 

۵
از ۵
۷ مشارکت کننده