شعر مرثیه امام کاظم

 

#حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه_السلام


بازو،کمر،سر ،هرکجایم ضربه دیده
بدتر زهرجا ساقِ پایم ضربه دیده

جا باز کرده حلقه ها زیرِ گلویم
با هر تکان ،راهِ صدایم ضربه دیده

با پا مرا روی زمین مالید و رد شد
چون چادر خاکی عبایم ضربه دیده

در جایِ گودی مثل جدم گیر کردم
باضربِ سنگین دنده هایم ضربه دیده

سر بسته گویم بی ادب حرف بدی زد
شخصیت درد آشنایم ضربه دیده

با پا زدو واشد ترک های لبانم
ارثیة کرب وبلایم ضربه دیده

بر رویِ تخته پاره یادِ بوریایم
از بسکه اعضایِ جدایم ضربه دیده

در پیش زینب ار قفا سررا بریدند
پیراهنش را از تنش بیرون کشیدند
 

۵
از ۵
۸ مشارکت کننده