شعر ام البنین (لطیفیان)

بدون ماه قدم می‌زنم سحر‌ها را گرفته اند از این آسمان قمر‌ها را چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است رسانده است به خانم کسی خبر‌ها را نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده گرفته اند از این پیر زن پسر‌ها را چه مشکل است که از چهار تاپسرهایش بیاورند برایش فقط سپر‌ها را نشسته است سر راه، روضه می‌خواند که در بیاورد آه …آه رهگذر‌ها را ندیده است …
ادامه مطلب

شعر ام لبنین (خاکساری )

  با اینکه عمری در دواوین کهن هستی ام البنین! اما فراتر از سخن هستی مانند زهرا از تو بوی گریه می‌آید ام البکای دیگری در شعر من هستی در روضه‌ی مادربزرگم سفره ات پهن است تو اول هر ماه شمع انجمن هستی نامادری! مادر صدایت میکند زینب یعنی تو هم ام الحسین ام الحسن هستی یک نیمه ات ام البنین و نیمی ات زهراست گویا دو روح توأم در …
ادامه مطلب

شعر حضرت ام البنین (نعمتی)

ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی از مادر چشم انتظارت دل بریدی جز ام لیلا کس نمیفهمد غمم را من پیر گشتم تا چنین تو قد کشیدی تنها نه دلگرمی مادر بوده‌ای تو بر خاندان فاطمه روح امیدی بر گردنم انداختی با دستهایت زیبا مدال عزت «ام الشهیدی» زینب کنار گوش من آهسته می‌گفت: هرگز مپرس از دخترت از چه خمیدی از خواری بعد از تو گفت و گفت: دیگر بر …
ادامه مطلب

شعر ام البنین (ژولیده)

خون قلبم نه ز داغ پسرم ریخت حسین آسمان از غم تو روی سرم ریخت حسین زینب آن نیست که پیش از سفر از پیشم رفت از غم موی سپیدش جگرم ریخت حسین خواهرت گفت که از نیزه دهانت خون شد ناگهان بند دل از این خبرم ریخت حسین من شنیدم بدنت زیر سم اسبان رفت تنت انگار که پیش نظرم ریخت حسین گفت: راوی که جگر گوشه اَت ارباً …
ادامه مطلب

شعر حضرت ام البنین (صرامی)

چه گام استواری در دفاع از اصل دین داری به راهی که در آن هستی بدون شک یقین داری تو هم ام الادب هستی و هم ام البنین هستی ارادت‌های دیرین بر امیرالمومنین داری هنر داری جگر داری قمر داری پسر داری تو آن ماهی که دامانی به حق ماه آفرین داری خودت را از زمانی که کنیز فاطمه خواندی عزیز زینبش گشتی مقامی اینچنین داری به دستت پرورش دادی …
ادامه مطلب

حضرت ام البنین (کاویانی)

  تو زیبا شدی کوه و دریا شدی یه باغی پر از عطر گل‌ها شدی یه همدم تو غم‌ها برای علی یه زهراترین بعدِ زهرا شدی توموندی کنار علی یک تنه تو گفتی که زهرا پناه منه نذاشتی علی بت بگه فاطمه! نذاشتی که زینب دلش بشکنه! نخ چادرت دلبری میکنه تورو فاطمه یاوری میکنه واسه بچه هاش مادری کردی و واسه بچه هات مادری میکنه چقد مثل زهرا شده …
ادامه مطلب

شعر حضرت ام البنین (کردی )

  مادر روز‌های دلتنگی بانوی گریه‌های طولانی‌ می‌شد از موج اشک هر روزت اسمان مدینه طوفانی بسکه با سوز روضه می‌خواندی پا به پایت مدینه می‌نالید چشم‌های غسی مروان هم گاهی از گریه‌ی تو می‌بارید اسمان را به گریه وا می‌داشت چشم ابری و اه هر روزت چشم خاکی و غصه دار بقیع‌ می‌نشسته به راه هر روزت کربلا بود و روسفیدی تو لحظه امتحان سخت خدا پسرانت یکی یکی …
ادامه مطلب

شعر حضرت ام البنین (قاسمی)

وحید قاسمی  خوب بود این دم آخر پسرانت بودند! شرزه شیران جگردار جوانت بودند این زمین گیر شدن، علت خونین بالی ست سر بالین تو جایِ پسرانت خالی ست گفتن از بی کسی ات حال بکاء می خواهد مادر داغِ جوان دیده، عصا می خواهد چه بگویم!؟ که از این بغض، صدا می گیرد چه کسی گوشه ی تابوت تو را می گیرد!؟ گفتنش نیز به جان، غصه و غم …
ادامه مطلب

شعر حضرت ام البنین (سهرابی )

محمد سهرابی صحبت اگر به ساحت ام البنین کشد بر شعر پرده غیرت روح الامین کشد ذیل مقام توست بلندای آسمان حاشا که دامن تو به روی زمین کشد خاموش نیست شب چو ببیند ز شمع سوز مروان به بانگ شیون تو آفرین کشد ! تدبیر جنگ نیز بود در ستارگان طفل تو اسب فاجعه را زیر زین کشد آهو ز احترام به صحرا نمی رود گر چادر تو پای …
ادامه مطلب

شعر حضرت ام البنین (رحیمیان)

محمد حسین رحیمیان  السلام ای مادر ایثار یا ام البنین دلخوشی حیدر کرار یا ام البنین  وقت توصیف تو ای بانو زبان ها لال شد مدح تو بالاتر از گفتار یا ام البنین جز تو در عالم کدامین زن برای زینب است بعد زهرا بهترین غمخوار یا ام البنین تو همانی که به عشق قبله عالم حسین تربیت کردی سپهسالار یا ام البنین خوش به حال هر که چون تو …
ادامه مطلب

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش