شعر امام رضا علیه السلام

 

تا ابد باب الرضا در حکم باب الحاجت است

این حرم دارالشفایش هم بدون نوبت است

زیر دِینِ هر کسی رفتم سرم منّت گذاشت

در عوض شاهِ خراسان سفره‌اش بی منّت است

با وجود پنجره فولادِ مشهد، هر کسی

حاجتش را جای دیگر می‌بَرد در غفلت است

هر که را دیدیم از این سفره روزی می‌بَرد

هر که را دیدیم از فضل رضا در حیرت است

کاش پشت پنجره فولاد پابندم کنند

روزهای بی حرم، در اصل یوم الحسرت است

از امامم قول می‌خواهم بیاید وقت مرگ

کار وقتی با رضا باشد خیالم راحت است

روضه‌ها سمت بقیع و چار قبرش می‌رود

روزهایی که شبستان‌های مشهد خلوت است

۵
از ۵
۷ مشارکت کننده