شعر وفات حضرت ربابه

 

شعر وفات
حضرت ربابه
گرفته سوز صدایت تمام دنیا را
و گریه هات به آتش کشیده جان ها را

بس است دست خودت را تکان مده بانو
عذاب میدهد این گریه های تو ما را

قبول کن که علی رفته و نمی آید
قبول کن که پسر رفته راه بابا را

بلند شو , منشین زیر آفتاب انقدر
کباب کرده ای آخر تو دشت و صحرا را

بیا کمی به خودت رحم کن عزیز حسین
قرار نیست نبینی طلوع فردا را

تو با وفا و نجیبی , درست مثل خودت
خودت برای خودت حل کن این معما را

علی که رفت , تو دیگر مرو از این دنیا
مگیر تاب و توانِ عزیز زهرا را

بلند شو برو قدری کنار زینب باش
بگیر غصه ی آن داغدار تنها را
 

نظر بدهید
انتقاد و پیشنهاد
پیام به ریاست شورا

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش