شعر امام کاظم محسنات

 

#امام_کاظم

بر روی خاک بس که تنش را کشیده بود 
خونش به نقطه نقطه ی زندان چکیده بود 

عجل وفات و روضه ی مادر زیاد داشت 
موسی بن جعفر این دم آخر بریده بود 

جسمی که در هجوم بلا روز خوش ندید 
حالا به روی تخته چه خوش آرمیده بود 

جان داد بین غربت و حالا کفن به دست
جمعی برای عرض ارادت رسیده بود 

هر کس برای دیدنش آمد نمی شناخت 
از بس شکسته پیکر و از بس خمیده بود 

صبرش گواه , عاقبتش را رقم نزد 
زخم عمیق و درد فراقی که دیده بود 

‌او را شبیه جد غریبش زمین زده 
دشنام مادری که از اینها شنیده بود 

جسمش دگر ولی به بیابان رها نشد 
جای کفن نصیب تنش بوریا نشد 

دشمن تنش به معبر مرکب بدل نکرد 
معصومه رأس غرق به خونی بغل نکرد 

این هفتمین مصیبت و پیوست کربلاست 
این دل هر آنچه میکشد از دست کربلاست 

حمیدرضا محسنات
 

نظر بدهید
انتقاد و پیشنهاد
پیام به ریاست شورا

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش