شعر ولادت امام باقر

 

ز عشقش جان من بر لب رسيده ، كَس نمى داند
كه نبود چـــاره ســاز من سواى حـــضــرت بــاقــر

چــنـان بـگـرفته صـيت عـلميش آفــاق را يـك سـر
كه پـيـچـيـده در ايـن عـالم صـداى حـضـرت بــاقـــر

 

پـيـمـبـر گـفـت بـا جـابر، كـه خـواهى ديـد بـاقـر را
سـلام از مـن رسـان آن گـه بــراى حضـرت بــاقــر

 

سؤالاتــى كـه از وى كــرد دانـشـمـنـد نـصــرانى
جـوابـش را شـنـيـد از گـفـتـه هاى حـضـرت بـاقــر

 

مسلمان گشت راهب،ناگهان در مـحضـر آن شـه
مـنــــوّر شـد دل او از ولاى حــضـــرت بـــاقــر

بـه رسـتـاخـيز گـر خواهى نجات از گرمى محشر
بـــرو در ســايــه ظــلّ همــاى حـضـرت بـاقــر

 

جـلال و شــأن قـــدر آن امــام پــاك بـــازان را
نمى دانــد كــسى غـيــر از خــداى حـضـرت بــاقر

شاعر: آقاى رضائى

 

نظر بدهید
انتقاد و پیشنهاد
پیام به ریاست شورا

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش